على اكبر قرشى بنابى
22
تفسير احسن الحديث (فارسى)
30 - و چون دين حق به آنها آمد گفتند : اين جا دوست و ما به آن كافريم . 31 - و گفتند : چرا اين قرآن بمرد بزرگى از اهل مكه يا طائف نازل نشده است ؟ ؟ 32 - آيا آنها رحمت پروردگارت را تقسيم مىكنند حال آنكه ما معيشت آنها را در زندگى دنيا قسمت كرده و بعضى را بر بعضى درجاتى تفوق دادهايم تا بعضى بعض ديگر را به كار گيرند ، و ثواب خدايت بهتر است از آنچه مردم جمع مىكنند . 33 - و اگر اين نبود كه مردم همه يك امت كافره شوند ، براى خانههاى كافران سقفهايى از نقره و نردبانهايى از نقره قرار مىداديم كه بر آنها بالا روند . 34 - و براى خانههايشان درهايى از نقره و تختهايى از نقره قرار مىداديم كه بر آنها بنشينند . 35 - و بر ايشان طلا قرار مىداديم . همهء اينها جز زندگى دنيا نيست ، زندگى آخرت نزد پروردگارت براى اهل تقوى بهتر است . كلمهها براء : بيزار . كنار . آن مصدر است به معنى كنار شدن از چيزى كه مجاورت آن ناپسند است ، طبرسى فرموده : مذكر ، مؤنث ، مفرد و جمع در آن يكسان ، تقدير آن « ذو براء » و يا من باب زيد عدل است . عقبه : عقب ( بر وزن كتف ) : پاشنه . به طور استعاره به فرزند و نسل نيز گفته مىشود . معيشتهم : معاش و معيشت مصدر هستند به معنى زندگى . معيشت گاهى اسم است و به طعام و شراب و غيره كه وسيلهء زندگى مىباشند گفته مىشود ، در قاموس گويد : « المعيشة : التي تعيش بها من المطعم و المشرب و ما يكون به الحياة . . . » منظور از آيه همين است . سخريا : ( به ضم اول ) تسخير شده . طبرسى در ذيل آيهء فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا مؤمنون / 11 فرموده : آن به كسر و ضمّ اوّل به معنى